چیزی نمی خواهد.تنها بلند شو این در را ببند.چیزی نگو.
برچسب:
نویسنده: سام فرهادی
به آن سایه روشن ابرها. به آن زیرانداز که رویش کتابی یا دفتری نهاده ای. به آن بطری خالی. به آن درخت ها که در گردش دوربین می چرخند. به آن لبخند سرخوشانه در آفتاب سیاره ای دیگر به نام زمین. به روشنای آن جام که برمیز نهاده ای.آن سرخ.آن سبز. آن آرزوهایی که عوض نخواهم کرد. به آن تمنا.
برچسب:
نویسنده: سام فرهادی